این جا محلی برای بلند فریاد کشیدن است

۲ مطلب در مرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است

#آخوند باید آخوندی کند!

دریافتاین مطلب را من در اینستاگرام نوشتم اما کمی توضیح ندادم. برای چی میگم و تاکید میکنم آخوند باید آخوندی کند ؟
1. به هر حال وظیفه اصلی هدایت امت بر عهده روحانیت شیعه است. روحانیتی که بخواهیم یا نخواهیم بایستی همچون رسول الله و امیر المومنین پدر امت باشد. پدر امت بودن با جناح گرایی مخالف است. حق گرا و حق طلب است. دنبال کسی نمی رود بلعکس دیگران دنباله روی او هستند. پدر امت باید باشد. یک کلام آخوند باید پدر باشد.
2. در نظام فکری اسلام ناب آنچه موجب تمایز آن از دیگر نظام های فکری موجود می شود، سیستم ارتباطی امام و امت است. روحانیت هم در صف امام قرار میگیرند و هم در صف امت. بر همین اساس وقتی توجه کنیم خواهیم دید این که روحانیت در جایگاهی قرار دارند که اتصال این دو نظام برقرار شود. زدن روحانیت در اصل زدن محور اصلی امام و امت است.
3.وظیفه محوری مهمترین رکن رکین آخوندی است. سوال می شود وظیفه چیست؟ وظیفه آن چیزی است که اگر همین امروز و همین لحظه و همین آن صاحب عصر ازت پرسید فلانی مگر من گفته بودم شما اینجا باشید؟ بتوانیم دفاع کنیم نه ببافیم!
در مجموع باید گفت حداقل شان روحانیت پدری امت است و حداکثر شان ان امامت. یعنی روحانیت در این خط قرار میگیرد که میان پدر امت و امامت حرکت کند و سیر انفسی و علمی داشته باشد. نکته ای باید بگویم این است فرق این پدر با پدر ربانی در یک موضوع است. پدر ربانی نهی و امرش صرفا لنگش کن تماشاگران است و پدر امت در نظام فکری شیعه و اسلام ناب دست گیری و یاد دادن فنون زندگی است. نه تنها خودش پیشگام است بلکه دست طرف را میگیرد و او را با خود تا قله ی #سعادت میبرد.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
یک نویسنده مسلمان

و اما من و شعر 1

سلام،

و اما انسان باید چه کرد. زمانی که باید دید و شنید و این شعر برای شنیدن نیست برای دیدن و نظر دادن است!

دل را گِل نکنید شاید انتظار معشوق به نگاهت دوخته!
شاید در دور دست ها منتظر یک لبخند!
دل را گِل نکنید و کَل کَل نکنید! شاید منتظر عشق تو در راه تو جان بدهد!
دل را گِل نکنید شاید با کشیدن لبخند بر قاب تصویر! غم ز چشم رخ یارت باز شود!
دل را گِل نکنید
گِل اگر گِل باشد ته دل خواهد ماند و من بیچاره هر کجا برم دل من گِلی خواهد بود!
دل را گل نکنید!
شاید در دور دست ها کفتری عاشق پیشه، بغلِ رود پر اب گریه ها میکند!
دل را گِل نکنیم!
نه تنها نکنید، گِل نکنیم
شاید آن رودی که نیما گفت! بغل آن آبادی، جشن عروسی برپاست! و شامش ماند که چگونه باید با آبکش، برای عروسی پسرِ کدخدا آب آورد!
اصلا گِل نکنید!
شاید در کنار فرات، خیمه ها بر پا شد و علمدار به دنبال آب!
حال که اینجا رسید! گِل شو ای جان که همه روز و شب، دل ارباب در آن بستر خاک، بی کفن شد! و عجب خاکی است!
اصلا گِل نکنید چه رخ یار و چه در این دشتِ بلا ! و ابابیل کجاست! و چرا نمیبینند حرمت خانه خدا میشکنند! در همین نزدیکی، یمن و غزه و سامرّا!
تورو خدا گِل نکنید!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
یک نویسنده مسلمان